رشيد الدين فضل الله همدانى
20
جامع التواريخ ( تاريخ اقوام پادشاهان ختاى ) ( فارسى )
طبقهء چهارم شن ون « 1 » كه پادشاه سى و پنجم است با فرزندان او : هجده نفر ، يك هزار و پانصد و بيست سال . تبعه شن ون بنفسه صد سال ، و صورت او در تاريخ بر اين شكل كردهاند بر صورت دو . تبعه فرزندانش و ايشان را صورت نكردهاند ، و نامهاشان مفصّل نيامده و مدّت مجمل است . هفده نفر ، يكهزار و چهارصد و بيست سال . و شن ون به نفس خود بهادر بوده ، و هجده پسر داشته ، پسر دومين بغايت زيرك و عاقل بوده ، و لاغراندام و فصيح و بهادر و عظيم جنگى ، چنان كه شير را به دست خويش مىگرفته . و در آن زمان ديوى پيدا شده ، نام او چىيو « 2 » و هشتاد ديو از آقا و اينى تبع داشته ، و سر او مسين و پيشانى آهنين ، و سنگ و ريگ مىخورده ، و خلق را زحمت بسيار مىرسانيده و كس را مجال مقاومت با او نه . و بر پريدن قدرت داشته و هيچ سلاح بر وى كارگر نمىآمده . و اين پادشاه با آن ديو هفت شبانروز جنگ كرده ، و نوكران او را شكسته ، و سبب آنكه او مىپريد و بر وى دست نمىيافت ، و از آن معنى غمناك گشته ، در خواب رفت . و در آن عهد تير و كمان نبود ، او در خواب ديد كه به درگاه حق مىرفتى و دربان بهشت را ديد كه تير و كمان بر ميان داشت . پرسيد كه چيست ، او فوايد آن با وى تقرير كرد ، و استعمال آن به وى آموخت .
--> ( 1 ) . Xuanyuan ( 2 ) . Chiyou